در یتیم خانه ای تعداد زیادی کودک زندگی می کردند، سهم هر کدام، اندکی غذا بود و جار و جنجال و جدال در یتیم خانه. روزی یک کودک گفت "من غذای بیشتری می خوام"، آن کودک اولیورتوئست بود، کودکی که بیشتر طلب کرد و همین طلب مسیر زندگی اش را برای همیشه تغییر داد، چون هر طلبی، باید پاسخ داشته باشد، ولی پاسخ آن طلب در آنجا امکان پذیر نبود، پس لاجرم باید او را بیرون می آوردند.

داستان ما انسان ها نیز چنین است، ما یتیمانی هستیم که از پدر و منزل پدری بدوریم، سر ناچیزها، در یتیم خانه ی دنیا با هم نزاع می کنیم، هرگاه فهمیدیم که می توان بیش از این بود، درخواست آگاهی و روزی آسمانی می کنیم. خداوند طبق قانون بازتاب هستی را موظف به پاسخگویی کرده، بنابراین سهم بیشتری از هستی بایستی برای ما در نظر گرفته شود.

ممکن است ثروت فراوان داشته باشیم ولی وقتی معرفت و دانش کمال نداریم، فقیریم و در یتیم خانه سر خانه، پول، شهرت و ... نزاع می کنیم.

من بیشتر می خواهم، شما چطور؟