از آغاز خلقت، از لحظه ی بیگ بنگ، تک تک تغییراتی که رخ داده در تمامی ذرات ذخیره شده، و هر گونه ای که ایجاد شده در تکامل قرار گرفته و به تدریج گونه ای جدید ایجاد شده، حیوانات، گیاهان، خزنده گان و ... همگی به فرم های مختلفی بوجود آمده و هر کدام صفات و ویژگی های خاص خودشان را داشتند، وقتی انسان پا به عرصه خلقت گذاشت، وارث تمام اطلاعات، صفات و ویژگیهای تک تک ذرات از ابتدا تا کنون شد، بنابراین انسان همه اطلاعات و تجربیات هستی را در خودش دارد، اکثر آنها بالقوه هستند، اما وقتی شرایط مناسب ایجاد می شود، برخی از آن صفات و ویژگی ها بالفعل شده و رو می آید، به یکباره کسی میگوید من تا حالا حسود نبودم، چرا الان اینقدر حسودم، در واقع حسودی در وجود او بوده اما خبر نداشته.
انسان از دو منظر وارث بحساب می آید، یکی وارث تمام کیهان و این خلقت و دنیاست، اما از طرف دیگر، وارث قلب (روح) خداست، روحی (عشقی) که علت تمام خلقت است.
انسان دارای چهار رکن است، 1- جسم 2- روان 3- ذهن و 4- روح
یا ارکان سه گانه دنیایی (1، 2 و 3) هدایت وی را بر عهده دارند که در این صورت روح دفن شده و انسان قادر به شنیدن صدای قلب خود نخواهد بود و طبعا هماهنگی با هستی به درستی هرگز اتفاق نخواهد افتاد، یا اینکه انسان به قلب خود اعتماد کرده، زنگارها و بارهای اضافه ی ارکان سه گانه را کنار زده و به ندای قلب خود گوش فرا میدهد و اجازه میدهد قلبش (روح خدا) هدایتش کند، در اینصورت سه رکن دنیایی تحت اختیار و فرمان روح الهی قرار گرفته و در راه مستقیم و در جهت خداوند، یاری اش می کنند، این اتفاق موجب هماهنگی بین تمام ارکان وجودی وی خواهد شد و عشق در تمام سلولها، مولکولها و ذرات وجودش جریان خواهد یافت و به قول یکی از دوستان کسی که عاشق باشد، بر تمام هستی محرم است، پس آن هنگام خواهد دید که: جمله ذرات عالم با تو گویند روزان و شبان، ما سمیعیم و بصیر و باهوشیم، فقط با نامحرمان ما خاموشیم.
اما "وارث" یکی از صفات خداست، از آنجا این واژه معنی خواهد یافت که همه از خدائیم و به سوی او باز می گردیم، پس تمام آنچه از هستی به ما به ارث رسیده و آنچه از خدا به ارث بردیم، مجموعه اثر گذاریهای ما را تشکیل خواهد داد، مجموعه اعمال، نیات و اثرات مختلف خوب یا بد را، حال مجموع تمام این اثرها از تمامی انسانها در طول تاریخ در سراسر هستی، به صاحبش، حضرت حق بازخواهد گشت و او وارث تمام آنها خواهد بود، شاید بد نباشد بیاندیشیم که چه چیز برای او به ارث میگذاریم، او که تمام هستی و قلب خود را به ما به امانت و بعنوان ارثیه داده است، آیا جوابی درخور اینهمه لطف و بزرگی از طرف ما دریافت می کند؟
باشد که اختیار و انتخاب خود را از سر معرفت، به دست حضرت حق بسپاریم، باشد که رستگار شویم.
م.ق. 92/5/9