ادامه ان-ال-پي و موفقيت

سلام
راستش بخاطر اينكه نوشته هاي قبلي من خيلي طولاني بودند، مثل اينكه كسي زياد حال خوندن اونها رو نداشتن. خوب متاسفانه من مجبورم هر چند وقت يكبار مطلب بنويسم و مطالب هم خيلي زيادند، براي همين من مجبورم كه زياد زياد توي وب لاگ قرار بدم. بهرحال اگر كسي مي خواد كه اين مطالب رو بخونه حتما مطالب قبلي رو بخونه وگرنه چيزي متوجه نميشه.

خب تا اصل نگهداري گفته بودم، حالا ادامه:

شما خودتون رو بگذاريد جايه يك كشاورز كه بذري رو كاشته و منتظر ثمردهي اونه. حالا بگين كدوم يكي از شما حاضريد كه بعد از دو هفته يا بيشتر مراقبت، جفت پا بپريد روي بذرتون و اونو له كنيد؟ همه مي گيم هيچكدوم اينكار رو نمي كنم ولي اكثر ما عملا اين كارو مي كنيم. چه جوري؟ باز هم همون بحث واژه ها مطرح مي شه. واژه هاي منفي مثل لگدكوب كردن بذره و واژه هاي مثبت آب و نور و مراقبت از اونه. حالا بايد تصميم بگيريم كه مي خواهيم كه بذرمون رشد كنه يا نه. بيان واژه هاي منفي اشكال مختلف داره كه همشون مردود هستند، البته اگه مي خواهيم كارخانه ما راه بيفته.

حالا اگر ما اين اصل رو رعايت كرديم، يعني از تكرار واژه هاي منفي خودداري كرديم حالا بايد شروع كنيم به تكرار واژه هاي مثبت و همچنين خواسته هاي خودمون.

با مثال توضيح ميدم: مثلا من خواهان داشتن يك كامپيوتر هستم، بطور معمول روزي دو يا سه دفعه توي خلوت خودم قرار مي گيرم و چندين بار (ترجيحا با صداي بلند) تكرار مي كنم، "من يك كامپيوتر دارم"، همزمان با تكرار كلام اون كامپيوتري رو كه مي خوام در ذهنم مجسم مي كنم، بگونه اي كه انگار اونو دارم، سعي مي كنم كليدهاشو دست بزنم و حتي باهاش كار كنم، از همه طرف بهش نگاه مي كنم و خلاصه همونجوري كه اگه الان اونو داشته باشم، رفتار مي كنم. اين عمل رو بايد مدام تكرار كنم و مهمترين قسمت اينكه نبايد به كسي بگم كه چكار مي كنم! ميدونيد چرا؟ فرض كنيد به كسي گفتيد و اون شخص به شما بگه: "ول كن بابا، اينها همش دروغه، گذاشتنت سر كار، معلومه كه ديگه مخ تو عيب كرده و ...". خب اينها همگي
واژه هاي منفي بودند كه به خواسته هاي شما حمله ور شدند و توان شما رو از بين
مي برند. تاثير اين برخورد رو حتما در تصميم هاي درون زندگي تون ديديد يا شنيديد، مي گن كه تا كارت به نتيجه نرسيده به كسي نگو، مبادا فلاني بفهمه، مثلا چشمش شوره و ... متاسفانه اين موارد بدليل همون تاثير واژه هاي منفي وجود دارند.

قاعده معمول عمل تلقين به اين صورت هست كه: روزي دو بار (البته محدوديتي وجود ندارد) يكي صبح بعد از بيدار شدن و ديگر شب قبل از خوابيدن، پس از آرام گرفتن و تمركز بر روي خواسته ها، شروع به تكرار عبارتهاي تاكيدي كنيم به تعداد دفعاتي كه خودمون احساس كنيم كافيه، همزمان با اينكار شروع به تصويرسازي ذهني كنيم و سعي كنيم كه خواسته خودمون رو با جزئيات دقيق بازسازي كنيم، براي تقويت تصوير سازي ذهني لازمه كه مثلا اگر خودكاري خواسته ما باشه، يك خودكار انتخاب كنيم، به اون نگاه كنيم و چشمانمون رو ببنديم و اون جوري كه ديديم تصور كنيم و اين عمل رو تكرار كنيم تا تصوير سازي ما قويتر بشه.

حالا چرا اول صبح و آخر شب بهتره: چون اول صبح ذهن استراحت كرده و حاضره كه به اولين چيزي كه وارد مي شه بهتر بپردازه و يا آخر شب چون بعدش خوابيدنه و ذهن ديگه درگير مطلب ديگري نمي شه راحتتر اونو مي پذيره. شايد ديده باشيد در يك كنفرانس كه قراره چند نفر سخنراني كنند هميشه اولين كسي كه صحبت كنه تاثير بيشتري مي گذاره، نفر دوم كه حرف مي زنه ذهن ما هنوز داره همون حرفهاي اول رو پردازش مي كنه پس ديگه تمركزش كم مي شه و اثرش نسبت به اولين سخنران كمتره و همين طور الي يكي مونده به آخر. وقتي به آخرش مي رسيم ذهنمون ميگه ديگه اين آخرينشونه، چون بعد از اون كسي نيست ذهن احساس آرامش مي كنه و راحتتر تمركز مي كنه و چون آخرين بوده، ذهن بعد از پايان كنفرانس روي نزديكترين مطلب كه همون آخرين سخنرانيه تمركز مي كنه. اگه اشتباه نكنم به اين اصل مي گن اصل متقدم و متاخر (بخاطر همينه كه نماز اول وقت اونم نماز صبح بيشترين تاثير رو روي هدايت انسان مي گذاره، بعدا اگر توفيقي نصيب شد درباره نماز هم حرف مي زنيم كه خودش عالمي داره).

نكته بسيار مهم درباره عبارتهاي تاكيدي اينه كه: حتما بايد عبارت تاكيدي و به زمان حال بيان بشه، كوتاه و ساده هم باشه ضمنا عبارت مثبت باشه:

غلط: من زخم معده ندارم يا معده من هيچ زخمي نداره و ...
درست: من معده اي سالم دارم. من از هر نظر سلامت و تندرستم.

و تغييرش هم ندهيم چون براي نفوذ كلام به ذهن نيمه هوشيار بايد يك يا چند عبارت مشخص رو به صورت مستمر به خورد ذهنمون بديم و تغيير اين عبارتها باعث عدم تمركز ذهن مي شه.

ديگه اينكه در عبارتهامون نگيم كه مثلا اينو مي خرم، خواهم داشت، با مثال بگم بهتره.

درست: من يك كامپيوتر دارم.
غلط: من يك كامپيوتر خواهم داشت يا مي خرم يا برنده مي شم و ...

اينم بخاطر اينه كه محدوده عملكرد ذهن خودمون رو با تعيين چگونگي وقوع خواستمون محدود مي كنيم، شايد ذهن ما بخواهد از طريقي ديگه خواسته ما رو برآورده كنه. ما با تعيين چگونگي زمان تحقق خواسته خودمون رو به تاخير
مي اندازيم، تازه شايد اون راهي كه ما تعيين مي كنيم اصلا به صلاح ما نباشه.

اين نكته بسيار مهمه: اگر واقعا خواهان ديدن اثر تلقين به نفس هستيد حتما حتما حتما بايد مستمر و پيوسته به تلقين ادامه بديم و هر وقت كه جفت پا پريديم روي بذرهامون بدونيم كه دوباره بايد از اول شروع كنيم.

حالا اينو خوب به خاطر بسپاريم: ما خواسته اي بزرگ داريم كه داريم با تلقين روزانه به اون نزديك مي شويم، هر چقدر كه به هدف نزديكتر بشيم اول اينكه بيشتر احساس سكوت مي كنيم و احساس مي كنيم با اين سكوت ديگه هيچ اتفاقي نمي افته، اينجاست كه اكثر ما اميدمون رو از دست مي دهيم. يه سوال، يه كرم ابريشم قبل از تكامل و پروانه شدن مدتي در پيله خودش سكوت ميكنه و منتظر مي مونه، زماني كه شايد ما فكر كنيم كرم ابريشم حتما مرده باشه، آيا واقعا اينطوره؟

مي دونيم كه اينطور نيست و يه پروانه كه در واقع همون رسيدن به هدف براي ما محسوب ميشه از پيله بيرون مياد. پس اين دوره كه رسيد حواسمون رو جمع كنيم كه ديگه چيزي نمونده موفق بشيم. ولي دوم اينه كه وقتي به هدفمون خيلي نزديك مي شيم يه دفعه احساس ترس مي كنيم چون زاويه ديدمون به حداكثر مقدار خودش مي رسه و هدف رو بزرگتر از هميشه مي بينيم، ممكنه خودمون رو در حد و اندازه هاي اون نبينيم يا احساس كنيم در رويا به سر مي بريم و در حالي كه فقط كافيه دستمون رو دراز كنيم تا خواسته ما در دستهامون قرار بگيره. اين موقع كسي كه با ما همجهت و موافق باشه مي تونه كمك كنه تا ما مطمئن بشيم اين رويا و يا خواب و خيال نيست، به ما اعتماد به نفس لازم رو بده، اگر شما چنين دوستي داريد قدرش رو بدونيد.

راستي اصلا ان-ال-پي چي هست؟ Neuro Linguistic Programming
به فارسي ميشه برنامه ريزي عصبي-كلامي. در واقع يعني: چگونگي برنامه ريزي سيستم عصبي توسط بكاربردن صحيح كلمات و تاثير آنها بر ذهن نيمه هشيار در جهت بدست گرفتن تحقق خواسته ها توسط نيروي عظيم ذهني خودمون.

همونجوري كه قبلا گفتم اين يك علمه و مبناي علمي و تحقيقي داره، حرف من نيست.

انشاالله اگر خدا توفيق بده مباحثي پيرامون هدف يابي، باورهاي آرامش بخش، انرژي ذهني و تخيل هدايت شده، قصد آفرينش، قانونمندي طبيعت، ارتباط موثر با ديگران و ارزشها هم هست كه دوست دارم ازشون براي شما حرف بزنم. تا ببينم چي پيش مياد.

راستي اگه از دوستاني كه دوره هاي ان-ال-پي رو گذروندن كسي مطالب منو
مي خونه و اشتباه مي بينه حتما به من گوش زد كنه و همين طور بقيه دوستان. ممنون ميشم. ضمنا اگه خبر دار شدم اين كلاسها كي تشكيل مي شه تو همين وب لاگ به شما خبر مي دم. مسلما مطالب خيلي گسترده تر و مهمتر از اينه كه من دارم مي گم.

/ 3 نظر / 17 بازدید
Danceage

سلام وبلاگ جالبی داری. | موزيک برای وبلاگ شما در ---> http://persian.danceage.com (سايت فارسی) و www.danceage.com سايت اصلی.حتما ير بزنيد.ممنون

استاد

سلام. من کل مطالبت رو خوندم. خيلی دوست دارم اطلاعات بيش تری از ان ال پی به دست بيارم. می تونی به من بگی به چه شکلی می شه ديگران رو به سمت خودت بکشونی؟ چه جوری توجهشون رو جلب کنی...؟ من می دونم که می تونم روی شما حساب کنم. اگه زحمتی نيست لطف کن برام ايميل بزن. می دونم که شايد خواسته ی زياديه ولی ممنون می شم.

soltani

براي گذراندن دوره هاي ان ال پي مي توانيد با شركت ما تماس بگيريد . ضمنا اطلاعات غافلگير كننده ديگري هم دارم كه واقعا براتون جالب خواهد بود . از سايت آموزنده شما متشكرم . 8751719 021