ايمان

برخي كلمات ساده بنظر مي رسند ولي در هنگام پرداختن به آنها بتدريج متوجه عمق آنها مي شويم. مي گوييم ايمان داشتن به او يعني اينكه او را باور داشته باشيم، اما آنچنان هم ساده نيست. شاخ و برگ هاي باور داشتن به حق و به عمل رساندن آن، اراده و فهمي مي خواهد كه شايد ساليان سال، شايد تا پايان عمر، بايستي برايش تلاش كرد. اگر باور به يگانگي خدا، به بي نيازي او، به بي همتا بودنش، به همه چيز بودنش داشته باشيم، همانا از اولياي خدا خواهيم گشت. اما چرا نيستيم؟
چون به زبان و بيان آسان است ولي به عمل بسي سخت و گران. شايد بارها براي هر يك از ما پيش آمده كه در محيطي تنها بوده ايم، قرآن خوانده ايم، عبادت و پرستش او را بجا آورده ايم و تصميم بر پاكي و صداقت پس از آن گرفته ايم، اما همان كه پاي از خلوت برون گذاشتيم، چنان دچار ظواهر دنيا و نيازهاي فردي خود شده ايم كه به سرعت، تمام آن لحظات عرفاني و پرشور و حال از يادمان رخت بر بسته است. آيا اين نشان از سطحي بودن ما و باورهاي ما ندارد؟
اگر به او باور داشته باشيم، همان كنيم كه عيسي مي كرد، ايمان و باور اتصال است به حق، اتصال است به قدرت بي انتهاي الهي، قدرت است و قدرت. كسي كه ايمان دارد، ذره اي ترديد به او راه نمي يابد، ذره اي پايش نمي لرزد، ذره اي در مقابل ظلم سر خم نمي كند، ذره اي براي دنيا به كسي التماس نمي كند. ذره اي هراس به او راه نمي يابد، دچار وسوسه هاي نفساني نمي گردد، قدمش سست نمي شود، پا پس نمي كشد، از مسئوليت نمي گريزد، فرار نمي كند، غمگين نمي گردد، مضطرب نمي شود، از غير او مدد نمي جويد، ظاهر را نمي بيند، به عمق مي رود، به معنا مي رسد، روحش سيراب مي شود، در لذت وصل الهي سرشار مي شود، چنان مست عشق او مي گردد كه هرگز مستي دنيا به پايش نمي رسد. چنان استوار و بي غرور گام برميدارد كه دنيا زير پايش مي لرزد. هر آنچه طلب كند در راه رضاي اوست و بي درنگ برآورده مي شود. سر تسليم در برابر خواست او بر زمين مي نهد، از حمد و ستايش لحظه اي نمي ايستد، تمام اعضاء و جوارحش حمد گويانند. چنين شخصي هر لحظه زندگي اش عبادت است، خوابيدنش نيز عبادت است. از خواب بر نمي خيزد مگر به عشق او، به راه او، به خواست او و براي او.
كسي از او نمي رنجد، ذره اي از او ظلم نمي بيند، سراسر لطف است و لطف. دشمنانش را در عين دشمني به احترام وادار مي سازد و دوستانش را به شتاب در رسيدن به وصل يار. اوست كه سراسر نور مي شود، همه جا را روشن مي سازد، به هر كجا كه وارد مي شود، بركت مي آورد.
آري ايمان واقعي چنين است كه نه تنها خودش بلكه جهاني را هدايت خواهد كرد.
حال ما چقدر اين ايمان را با وجود خود درك كرده ايم؟ كداميك از اين صفات در ما وجود دارد؟
هر چه بيشتر به شناخت او و عامل شدن به خواستهاي او نزديك تر شويم به سطح خود پيامبري نزديك تر مي شويم. به جايي مي رسيم كه آنچه خواست اوست را مي بينيم و همان مي كنيم.
بشر همواره در حال آموختن بوده است و پيشرفت، شايد رسيدن به سطح خود پيامبري هزار سال طول بكشد، شايد بيشتر اما هميشه استثناهايي وجود دارند. اگر ما به صفات مذكور رسيديم، هزار سال جلوتر از زمان خود گام بر خواهيم داشت.
اميد است كه توفيق شامل حال همه ما انسانها گردد.
/ 0 نظر / 11 بازدید