صمیمیت

 

صمیمیت کلمه ایست که بارها و بارها به گوش هر یک از ما رسیده است. شاید فکر کنیم اگر دو نفر همدیگر را واقعاً دوست داشته باشند، تمام لحظاتشان را با هم سپری کنند و از یکدیگر جدا نشوند، با هم صمیمی هستند. شاید باشند، شاید هم نه، اما زمانی که تعریفی در کار نباشد قضاوت سخت می شود و البته هر کسی تعریفی مبهم یا دقیق از صمیمیت دارد. در اینجا با کمک از چند منبع سعی در بیان تعریفی جامع کرده ام.

 

صمیمیت یعنی بدون سانسور بودن. یعنی اینکه شخصیت خود را با تمام کم و کاستی ها و یا قوت ها نشان دادن، بدون اینکه بخواهیم چیزی را مخفی کنیم. همان گونه که می بینید کار دشواری است و رسیدن به صمیمیت عمیق و حقیقی اندکی دشوار به نظر می رسد. بسیاری از ما از اینکه ماسک های خود را کنار بگذاریم می ترسیم، از اینکه دیگران خود حقیقی ما را ببینند می ترسیم و گاهی هم دلیل تمام اینها اینست که ما خود را قبول نداریم، حس می کنیم کافی نیستیم، خوب نیستیم و برای اینکه از نظر دیگران خوب باشیم باید کسی دیگر باشیم و در ناخودآگاه به خود می گوییم خودت نباش، به دیگران مدام سریس بده و آنها را راضی نگه دار تا تو را بپذیرند و دوستت داشته باشند.

 

اصل اول رسیدن به صمیمیت اینست که خود را همانگونه که هستید، خوب یا بد، کم یا زیاد، درست یا غلط بپذیرید و لازمه آن اینست که با خود صادق باشید و دست از ملامت و سرزنش خود بردارید. پس اول با خود بدون سانسور برخورد کنید و هر آنچه را که در شما وجود دارد ببینید و بدانید همچون شمایی در دنیا وجود ندارد و برای تمام دنیا یک نفر تکرار نشدنی هستید.

 

وقتی بتوانید با خود بدون سانسور و صادق باشید نزد دیگران از پذیرش بیشتری برخوردار خواهید شد. شاید عجیب بنظر برسد اما تمام درونیات شما به شکل رفتار در شما ظاهر می شود و دیگران بر این اساس جذب یا دفع می شوند.

در قدم دوم با دیگران بدون سانسور و صادقانه برخورد کنید. وقتی ناراحت هستید، خوشحال یا غمگین هستید، اجازه دهید دیگران هم از وضعیت شما مطلع باشند. با دانستن وضعیت شما به تدریج دیگران نسبت به شما به شناخت جدیدی می رسند و با وضع جدید خودشان را وفق می دهند، هر چند در ابتدا از خود مقاومت نشان دهند و شما را به باد انتقاد بگیرند. وقتی صادق هستید، کسانی که این وضعیت برایشان مطلوب نباشد، از شما فاصله می گیرند و کسانی به جای آنها وارد زندگی شما می شوند که از صداقت بیشتری برخوردارند.

 

در اینجا لازم میدانم نکته ای را طرح کنم که غالباً دردسر ساز است. گاهی صداقت با ساده لوحی و بعضاً حماقت اشتباه گرفته می شود. معنی بدون سانسور بودن این نیست که تمام ریز و درشت زندگی خود را در اختیار دیگران قرار دهید، مثلاً شماره حساب بانکی و رمز کارت خود را فاش کنید یا اینکه دعوای دیشب خود با همسرتان را به اطلاع دیگران برسانید، بلکه اجازه دهید دیگران از احساس شما در برخورد با خود مطلع شوند. دوست شما از کجا باید بداند که شما الان بخاطر مشکلی در محیط کار دارید ، دعوایی که در  خیابان با شخصی دیگر داشته اید و یا سایر مشکلات، ناراحت، عصبانی یا غمگین هستید؟ طبق روال عادی قصد مصاحبت با شما را دارد و به ناگهان با برخورد متفاوت شما مواجه می شود و به صمیمیت بین شما لطمه وارد می سازد.

 

ممکن است شما بخاطر راضی نگه داشتن دیگران، ناراحتی خود را پنهان کنید و سعی در تکرار رفتار همیشگی داشته باشید اما این کار، با اصل اول مغایر است و اصولا کسی که نتواند با خود صادق باشد، با دیگران هم صادق نخواهد بود و به ناچار نقش بازی خواهد کرد و به دروغگویی روی می آورد.

 

در زندگی مشترک، از آنجا که رابطه زناشویی عریان ترین رابطه است، هیچ یک از طرفین نمی توانند برای مدت طولانی نقش بازی کنند و دروغ بگویند و کسانی که پیش از ازدواج صادقانه و بدون سانسور نبوده اند، به مشکل بر میخورند. عمیق ترین صمیمیت بین مرد و زن در رابطه خانوادگی اتفاق می افتد و همین طور عمیق ترین ناراحتی ها و شکست ها.

 

اگر خواهان صمیمیت واقعی هستید، از همین لحظه و از خودتان شروع کنید. در مورد انسانها و شرایطی که پیش می آید، مثبت اندیش باشید و دیر باور. زندگی امروز ما، حاصل انتخابهای دیروز ما هستند و فردای ما نیز حاصل انتخابهای امروز. درست انتخاب کنید، درست زندگی کنید و از حس زیبای صمیمیت و امنیت حاصل از آن لذت ببرید.

 

منبع:

تحلیل رفتار متقابل (TA)

 

/ 4 نظر / 23 بازدید
بني

اي مردشورت با اين تفسيرت و دين كثيف اسلام عوضي عرب زاده

معجزه

دوست عزيز، بني، اين بحث ربطي به اسلام و عرب و غيره نداشت، بلكه اساسا پايه روانشناسي نوين بود و در مباحث تحليل رفتار متقابل مطرحه. بهرحال ممنون كه مطلب رو خوندي و نظر دادي

سید شریف

اسلام از لغت سلام به معنی امنیت در امان بودن می آید اصولا وقتی دو نفر به هم می رسند و به هم سلام می کنند در باطن به هم می گویند تو از طرف من در امنیت و امان کامل هستی از چشم و گوش و زبان و اعضا و جوارح من در امانی من متعجبم کسی پیدا می شود کسی که مطالعه چندانی از دین و آیین و خدا و پیامبر و اصول انسانی ندارد چطور اینقدر راحت نسبت به یک دین آسمانی و دستور العمل زندگی فحاشی می کند و دین الهی را به عرب و عجم می چسباند و فحش و ناسزا می گوید آدمی را آدمیت لازم است جوز بی مغز را سبکباری