روح حیات در هستی

روحی در هستی جاریست که که آنرا روح حیات می نامم، این جریان باعث بوجود آمدن تولد، مرگ، زندگی و همه اتفاقات است، می توان در همه جا، در همه چیز و در هر گوشه و کناری در سراسر هستی آنرا یافت، گویی تمام اطلاعات، برنامه ها، عملکردها و طرح های خلقت را در خود دارد و بر آن اساس همه چیز را تحت مدیریت خود قرار داده است، هر موجودی اعم از جاندار و غیر جاندار از آن بهره مند است. انسان بواسطه اختیار و انتخاب خود می تواند اعمالی انجام دهد که باعث افزایش یا کاهش عبور این جریان می شود، انسداد جریان حیات به بیماری و ناراحتی و عکس آن، افزایش یا تصحیح انسداد آن، موجب درمان یا شفا می شود، اما آدمیزاد برای بیش از این آفریده شده، تمام امکانات برای درک و شناخت کل هستی در وجود او نهاده شده، مانند سنسورهای مختلف، کالبدها و ابعاد پیدا و به ظاهر پنهان.
خوب میدانیم که از ویژگی های بشر اینست که قدر آنچه بدون هزینه بدست آورد نمی داند، پس برای اطمینان از بهره مناسب، عمده توانایی های او غیر فعال است و تنها کسی می تواند آنها را فعال کند که حقیقتا بدنبال آن باشد و بهای آنرا بپردازد.
برخی روح حیات را هوشمندی، برخی ملک، برخی خدا و ... می نامند، اما نام چندان مهم نیست، چرا که همه چیز از اوست و دید وحدت بین جز او را نمی بیند.
92/1/13 م.ق.

/ 1 نظر / 21 بازدید
شاهد

سلام مطالبی که خوندم مثل اینکه خودم نوشته باشم .شماهم نوشته های منو بخونی حس منو داری .